سگ
از اینان چندین هزار ملت پریشان حال
در روزنه ی زمان تکرار
در بیغولی بی کسی و انجماد
راهی به من بجو
راهی بس تکرار نا شدنی
راهی بس یخ زده که رد پایه هیچ سگی جز من به آن نمانده
راهی که حتی تو را به من و رد را به او میرساند
رد به او همان جایه پایه گرم تو بر راه یخ بسته ی من است
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن ۱۳۸۶ ساعت 13:54 توسط مازيار
|