دیار مرگ
از سوی می ایم که نه ابی و نه زندگی نه ماهی و نه خورشید
و
سرد سرد است مانند مرگ در گوری تاریک و فرو رفته
تاریک تر از شب بی چراغ و رنگی مانند تلخی زندگی ما
ما همه از سوی دیار بی نشانی می اییم که در ان زندگی جست و جو می کنیم
و می خواهیم در درون مرگ زندگی یابیم
ولی
اما سنگیست در تاریکی متلق ولی حتی سنگی هم نداریم برای زدن
+ نوشته شده در شنبه هفتم آبان ۱۳۸۴ ساعت 17:37 توسط مازيار
|